سديد الدين محمد عوفى

255

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

در « 1 » خزانه هيچ نقد نيست و حيرت بر من مستولى شده است ، و مرا بدين سبب تقسّم « 2 » خاطر آورده ، من گفتم : امير المؤمنين در دولت باقى باد ، از مال معتصم دويست هزار دينار سرخ نقد كرده‌ام و در خزانه نهاده‌ام « 3 » و او را اين ساعت بدان حاجت نيست ، چه « 4 » به اقبال روزافزون امير المؤمنين احوال دولت او « 5 » منتظم است ، اگر فرمان باشد به خزانه رسانم . مأمون چون اين سخن « 6 » بشنيد راست بنشست و روى او برافروخت و آثار فرح در جبين او ظاهر شد . گفت : خداى عز و جل ترا به « 7 » بهشت مژده دهاد « 8 » . همين ساعت برو و آن زر بيار . پس « 9 » برفتم « 10 » و آن زر را « 11 » بر اشتران بار كردم و به خدمت او آوردم . فرمود كه چون اين خدمت به موقع و سعى « 12 » به جايگاه كردى اين را تمام كن ، دوات و قلم بخواه « 13 » و تفصيل « 14 » كن كه اين مال به كه « 15 » مىبايد داد . من دوات و قلم برگرفتم و امير المؤمنين املا مىكرد و من مىنوشتم « 16 » . تمامت آن دويست هزار دينار سرخ را بر وجوه « 17 » معارف « 18 » وايمه و قضات تفرقه كرد ، و چون حساب كردم پنج هزار دينار مانده بود ، فرمود كه اين‌قدر حق السّعى « 19 » تو بايد . اين را به خانه بر و

--> ( 1 ) متن + خرج ( 2 ) متن و مج : تقسيم ( 3 ) مپ 2 - و در خزانه نهاده‌ام ، مج - ام ( 4 ) متن : جز ( 5 ) متن و مپ 2 : را ( 6 ) مپ 2 - سخن ( 7 ) متن و مج - به ( 8 ) متن + گفت ، مج + پس گفت ( 9 ) مج + حاجب نوبت را فرمان داد تا با من بيايد ( 10 ) مج - برفتم ( 11 ) متن و مپ 2 - و آن زر را ( 12 ) متن - سعى ( 13 ) مپ 2 : برگير ( 14 ) مج : نسختى ( 15 ) مپ 2 : چندكس ( 16 ) مپ 2 + تا ( 17 ) مج + حشم و ( 18 ) مپ 2 و مج : معاريف ( 19 ) مج : اجر سعى ، مپ 2 : حق سعى